تبليغاتX
شذرات المعارف
یادداشت قبلی  فهمیدیم که انسان با مرگ زندگی جدیدی را آغاز میکند و مرگ فنا و نابودی نیست بلکه انتقال از نشئه ای به نشئه دیگر است

 در این نوشتار سعی داریم به  کیفیت زندگی پس از مرگ بپردازیم :

اینکه انسان پس از مرگ به کجا میرود  آیا وارد بهشت و جهنم  میشود یا باید منتظر قیامت باشد؟ وضعیت او تا بر پایی قیامت چگونه است؟ برزخ چیست و کجاست؟ و... سوالات متعددی که در این زمینه ممکن است برای هر کسی پیش بیاید

اولین مطلب که از  نصوص قرآن کریم و روایات  متعدد و معتبر  استفاده می شود اینست که  هیچکس بلافاصله بعد از مرگ وارد قیامت کبری نمی شود  زیرا قیامت کبری با یک سلسله از حوادث و اتفاقات همراه است  که تمام آسمانها و زمین را در بر می گیرد، من جمله ستارگان ، کوها ها ، ماه و خورشید و...

 و ثانیا در قیامت کبری اولین و آخرین جمع می شوند و اتفاقات خاص ان به صورت همگانی و فرا گیر است و به اصطلاح بساط این دنیا با این خصوصیات برچیده خواهد شد در حالی که با مرگ هر فرد، تا اکنون دنیا باقی بوده و انسانهای زیادی در حال زندگی عادی خود هستند

همچنین از نظر قرآن کریم  هیچ کس در فاصله مرگ و قیامت کبری در خاموشی  و بی حسی فرو نمی رود و مانند بی هوشی نیست که  نه ناراحتی باشد نه سروری بلکه  انسان بلافاصله بعد از مرگ وارد  مرحله دیگر از سیر حیات خود می شود که
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 19:14  توسط عمادالدین نصر  | 


     بسم الله الرحمن الرحیم

    والسلام و الصلاه علی نبینا محمد و  علی آل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین

    احکام و مسائل فقهی اسلامی به دو دسته  شخصی و فردی و اجتماعی و سیاسی تقسیم می شود که البته اگر اهل دقت در حیطه احکام باشیم می بینیم که نگاه شارع مقدس به این دو نوع احکام تا حدی متفاوت است و وظایف و مسئولیتها نیز متفاوت مثلا ممکن است فردی در خانه روزه خواری کند، خوب او گناه کرده و یکسری اعمال برای او مثل کفاره ها پیش بینی شده که بازهم خود فرد مسئول اجرای آن است اما اگر همین فرد در صحنه اجتماع همین عمل را انجام دهد، بدلیل اینکه اثراتی بر جامعه خواهد داشت علاوه برمجازاتهای مشخص فردی یکسری مجازتها و کیفر های دیگری مثل تعزیر برای او تعیین شده که علت ان همین گناهکاری و انجام فعل حرام در ملا عام است و اجرای ان هم به عهده فرد دیگری بنام حاکم شرع است

    بنابراین  هر فرد در صورتی که به درجه اجنهاد نرسیده است باید در انجام احکام فردی خویش بطور مستند به مجتهد اعلم که طبق ادله و روش صحیح شناسایی کرده است مراجعه کند و تقلید کند و چون این مسئله امر فردی است تعدد مراجع مشکلی را پیش نمی آورد بلکه هرکسی طبق جستجوی خود اعلم را می یابد و تقلید میکند  اما در احکام سیاسی و اجتماعی از دیدگاه اسلام امر متفاوت است :

    در احکام سیاسی  و اجتماعی  دین اسلام در زمان غیبت،  بدلیل حساسیت آنها و  جلوگیری از بی نظمی و هرج و مرج ، طبق نصوص و توصیه ائمه اطهار ،  قوانین و مقررات و فتواها  تنها  از طرف یک مجتهد جامع الشرایط ، اگاه به زمان و، اعلم( نه فقط در باب فقه بلکه در کلیه مسائل و شؤون حکومت) وعادل قابل اجراست

    نکته اول : سوال اینجاست که اگر بین نظر شرعی ولی فقیه و مرجع تقلید در اینگونه مسائل اختلاف یا تعارضی باشد مقلد نظر کدامیک را باید تبعیت کند؟

    خوب طبق مطالب فوق در مسائل شخصی به مجتهد خود رجوع می کند لکن در مسائل سیاسی ، اجتماعی و حکومتی  نظر ولی فقیه باید اطاعت شود و حتی خود مرجع تقلید هم  موظف به اجرای فرامین ولی الفقیه هستند و حتی در این مورد باید نظرات ولی فقیه را بر نظرات خودشان مقدم بدارندو حق مخالفت عملی ندارند هر چند که می توانند به صورت مشورت نظرات خود را با ولی فقیه در میان بگذارند لکن در حیطه عمل آنها نیز تابعند چه برسد به مقلدان آنها، و البته فقهای قدیم  که در مورد ولی فقیه صحبت کرده اند به این مطلب اشاره داشته اند

    دلایل این مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 0:57  توسط عمادالدین نصر  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

والسلام و الصلاه علی نبینا محمد و اله الطیبین الطاهرین المعصومین

ببنید دوستان عزیز موضوع ولایت فقیه  دارای جنبه های گوناگونی است : از یک جهت موضوعی کلامی است و از جهت دیگر  جزء فقه است

 بدین صورت که مباحث مربوط به مسائل اساسی دین مثل خدا و افعال و صفات او و فرستادگان و خلفای او باشد جزء علم کلام محسوب می شود بنا بر این مثلا آیا همانطورکه خداوند متعال بعد از رحلت رسول گرامی اسلام جانشینی را منصوب نمودبعد از غیبت ولی و خلیفه خدا هم برای جانشینی حضوری او هم کسی را تعیین کرده است؟ اینها مسائل کلامی است

درباره مباحث فقهی نیز هر آنچه به رفتار و وظیفه عملی انسان ارتباط پیدا میکند جزء فقه است پس در نتیجه مساله ولی فقیه و شوؤن مختلف ان جزء این علم هم محسوب میگردد مثل اینکه آیا تصدی ولایت بر فقیه جامع الشرایط واجب است ، شوون ولایت او  تا چه حد است ؟ وظیفه مردم چیست؟یا وظیفه مکلفین و دیگر مجنهدین در مقابل ولی فقیه چیست؟ اینها موضوعاتی است که علم فقه باید جواب گو باشد

پس موضوع ولایت فقیه  از جنبه ای کلامی و از جنبه دیگر فقهی است مثل بحث امامت که ازجهتی کلامی و از جهت دیگر فقهی است

ضمنا مبحث ولایت فقیه امری نو و جدید نیست بطوریکه اکثر فقهای بزرگ از قدیم در شؤون و حیطه مسئولیتها ی آن بحثهای زیادیانجام داده اند و کلیات ان امری اجماعی و پذیرفته شده در بین همه علما بوده است و از زمانهای گذشته توسط فقها و مراجع تقلید  به صورت محدود و یا کسترده به  وظایف ولی فقیه  عمل می شده است لکن اما خمینی( ره )  به صورت بحثی مستقل به آن پرداخت و در این موضوع با توجه به قدرت فقهی، کلامی،فلسفی، عرفانی و علمی خود  تحقیق جامع ترو کاملتری پیرامون  این موضع انجام داد و مبانی نظری ان را به صورت بهتر و کاملتر تبیین نمود و از همه مهم تر ان را به منصه عمل کشاند و سعی نمود که کلیه مباحثی را که در متون فقهی از قدیم موجود است در حیطه عمل هم پیاده کند و به عبارت بهتر ان را از لابلای کتاب های حدیثی و فقهی به عرصه جامعه کشاند هر چند که خود در حیطه مباحث نظری هم ، در تنقیح و تثبیت ان کوشید

 

بنابر این موضوع ولایت فقیه امری نمود که ساخته شود و یا نظریه ای جدید التاسیس باشد بلکه کلیه فقهای عظام از زمان ظهور با توجه به امر ولی الله الاعظم ارواحنا له الفداء  به این امر  حال با توجه به توانایی خود عمل می کردند، مثل قضاوت های بین مردم و رسیدگی به دعاوی انها، گرفتن خمس و زکاتها و صرف ان در موارد مختلف ، دادن فتواهایی که جزء امور ثانویه فقهی بود مثل تحریم تناباکو از جانب میرزای شیرازی ره ویا در عراق فتوای  وجوب جهاد با انگلیسیها و....

و البته مردم هم با کمال میل پذیرا بودند و فرمان ولی فقیه را مانند دیگر واجب میدانستند و به ان عمل میکردند.

انشاء الله در بحث های بعدی به حدود و شؤون ولایت فقیه و رابطه بین مردم ،‌دیگر فقها و ولی فقیه میپردازیم والحمدلله رب العالمین

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 19:54  توسط عمادالدین نصر  | 

سوالی که همواره انسان مشتاق به ابدیت را به خود مشغول کرده اینست که بعد از مرگ چه خواهد شد؟نابود می شود و  مثل شمعی که تمام شده خاموش می شود؟

این ابهام ،همراه با کمی چاشنی احساس به پایان رسیدن ،از مرگ برای عده ای مسئله نا پسند و گاه ترسناک ساخته است

اما  حقیقتا مرگ چیست؟ با مردن انسان، برای او چه اتفاقی می افتد؟واصلاچرا بایدمرد؟!

ببینید عزیزیان من در مکتب اسلام بسیاری از آیات قران پپیرامون مرگ و آینده انسان پس از مرگ است و بیان بعضی اتفاقات و حوادث ان، و البته روایات زیادی در این باب هم رسیده است و ما سعی میکنیم در اینجا کوتاه و شفاف در این باره یادداشتی داشته باشیم

یکی از خصوصیات و اصول پذیرفته شده در مکاتب الهی ، اعتقاد به زندگی پس از مرگ و نابود نشدن انسان با مردن و رفتن به جهان دیگر است هرچند که ممکن  است  اکنون در بعضی موارد و مسائل ان اختلاف نظر موجود باشد که البته انهم ناشی از تحریفاتی است که در بعضی ادیان الهی واقع شده است اما کاملتر و دقیقتر از همه ادیان در دین اسلام به این مطلب پرداخته شده و مطالب گسترده تری پیرامون ان موجود است

 


 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 2:0  توسط عمادالدین نصر  | 
اسلام دین تحقیق یا تقلید؟! بخش دوم

خوب دوستان در یاداشت قبلی و آیات  آنمشاهده کردید که خدا چقدر کسانی را که تعقل نمیکنند پست  میداند و حتی انها را بدترین جنبندگان و از حیوانات پست تر می شمارد وبه شدت بر کسانی که تقلید کورکورانه ازپدران و گذشتگان خود میکنند می تازدو  بربعضی  اف میکند،  وای به حال کسی که خدا براو اف ( لعن ) کند که نگون بخت ابدی خواهد بود و از ان سو چه با حلاوت از بندگانی که در خلقت آسمانها و زمین تفکر میکنند و در شب زنده داری های خود نیز به تعقل در مخلوقات و صتع الهی می پردازند ذکر میکند

بله عزیزان من ، همانطور که مشاهده کردید  دین اسلام در متقن ترین و اصلی ترین متن خود سراسر دعوت به تفکر وتعقل و اندیشه است و در این سه امر روایات کثیری  هم موجود است بطوریکه یک فصل کتاب گرانقدر اصول کافی که از مهمترین ومعتبرترین کتب حدیثی شیعه و جزء کتب اربعه است مخصوص به عقل و جهل و یک باب هم در مورد علم است، اما چون بحث ما صرف این امرنیست انشاء الله در بحث های آتی پیرامون نقش تعقل در دین  ودین داری مفصل تر به بررسی احادیث مربوطه هم خواهیم پرداخت (بفضل وعنایت الهی)

 

حال عزیزان بزرگوار چگونه ممکن است که دین و مکتبی با این همه اصرار به تعقل وتفکر

 ونکوهش تقلید ، جمود و بی فکری در هر امری (چه مادی و طبیعی یا غیر ان و حتی مسائل دین وخود آیات واین دعوتها) انگاه امر به تقلید و پیروی از دیگران کند و ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 0:51  توسط عمادالدین نصر  | 
اسلام دین تحقیق یا تقلید؟!بخش اول
بسم الله الرحمن الرحیم

و الصلاه والسلام علی سیدنا و نبینا محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین

یادداشت امروز پیرامون مسئله پذیرش تحقیقی یا تقلیدی دین است:

 شاید این سوال برای همه ما باشد که چرا ما باید در دین اسلام تقلید کنیم؟!

یا چرا اصلا آزاد نیستیم خودمان در مباحث دینی تحقیق کنیم و یا به نظرات دینی خودمان عمل کنیم؟!

اصلا از کجا معلوم که پدران ما بر حق هستند یا درست عمل میکنند؟! والخ ،

خوب بنده سعی میکنم در حد توانم به این مطلب بپردازم و کمی در مورد نگاه اسلام در این موارد  بنویسم و خوشحال میشوم از نظرات دوستان و بزرگواران بهرمند شوم و اگر احیانا ابهاماتی  بود  حتما مطرح بفرمایید و این بنده خدا هم سعی می کند در حد توانش به دوستانش در روشن شدن  ان یاری رساند ،والله مستعان

ببینید  عزیزان من، دین اسلام ، دین  تحقیقی ، عقلانی و کاملا آزاد اندیش است و بسیار دعوت کننده به تعقل و تدبر است  که این مطلب از لسان اساسی ترین  و محکم ترین  منبع ان که قران کریم است بشدت مشهود است شما عزیزان وقتی قران را مطالعه می نمایید مکررمی بینید توصیه به تدبر و تعقل می کند و از کسانی که پیرو کورکورانه پدران و گذشتگان خود بوده اند بیزاری جسته وانها را ذم میکند و همچین کسانی را که  درباره خود ، جهان اطراف و خداوند متعال ، گذشته ، اینده و سرنوشت خود تعقل نمی کنند بشدت توبیخ میکند.

 برای نمونه ما چند آیه رابرای شما بزرگواران ذکر میکنم که نمی از یمی است و انشا الله دوستان بزرگوار که دربهار قرآن هستیم با مطالعه قران و خصوصا دقت در ترجمه و مفاهیم ان و توجه به بحث امروز خودشان بهتر این مطلب را درک خواهند کرد.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 0:50  توسط عمادالدین نصر  |